تک بیت های برگزیده از صائب تبریزی
عیش های رفته
لذت نمانده است در آینده حیات
از عیش های رفته دلی شاد می کنیم
افسوس بر زندگان
پیش از این بر رفتگان افسوس می خوردند خلق
می خورند افسوس در ایام ما بر ماندگان
روی مردم دنیا
مرا ز روز قیامت غمی که هست این است
که روی مردم دنیا دوباره
باید دید
بیاد مجنون
روزگاریست نرفتیم به صحرای جنون
یاد
مجنون که عجب سلسله جنبانی بود
زندگی برای دیگران
این قدر کز تو دلی چند بود شاد بس است
زندگانی
به مراد همه کس
نتوان کرد
مرده پرستی
آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع
کاش در
زندگی از خاک مرا
بر می داشت
وقت کشی
ا ی که می پرسی ز صحبت ها گریزانی چرا
در بساطم
وقت ضایع کردنی
کم مانده است
مبارزه منفی
در کارخانه ای که ندانند قدر کار
از
کار هر که دست
کشد کاردانتر است
عیار دوستی
معیار دوستان دغل روز حاجت است
قرضی به رسم تجربه از
دوستان طلب
فاصله بیت
ما از تو جدائیم به صورت نه به معنی
چون فاصله ی بیت بود فاصله ی ما
بیاد آنکه با صدایش شعر می سرود


ده دقیقه
سکوت به احترام دوستان و نیاکانم
غش و غش
گهواره های کهنه و جرینگ جرینگ زنگوله ها
دوست خوب
من
وقتی
مادری بمیرد قسمتی از فرزندانش را با خود به زیر گل خواهد برد
ما باید
مادرانمان را دوست بداریم
وقتی اخم
می کنند و بی دلیل وسایل خانه را به هم می ریزند
ما باید
بدویم
دستشان را
بگیریم
تا مباد
خدای ناکرده تب کرده باشند
ما باید
پدرانمان را دوست بداریم
برایشان
دمپایی مرغوب بخریم
و وقتی
دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند
برایشان
یک استکان چای بریزیم
پدران
پدران
پدرانمان را ما باید دوست بداریم .
حسین پناهی

