تبليغاتX
از اوراد گل سرخ

پروین زنی مردانه ؟!

زن در شعر پروین اعتصامی

يكي از موضوعات عام در شعر مشروطه توجه به زنان و مسائل مرتبط با حقوق زن و جايگاه آنان در جامعه‏ي ايراني بود. اغلب شاعران متجدد دوران مشروطه و پس از آن اين موضوع را به طور گسترده‏اي در اشعار خود مطرح كرده اند. پروين اعتصامي نيز در چنين فضاي فكري و فرهنگي به سر مي برد و علاوه بر آن از امتياز زن بودن برخوردار بود .پس هيچ عجيب نبود اگر پروين به مسائل زنان توجه خاصي مبذول داشته باشد . اما تعجب در اين است كه بر خلاف تصور اولیه در شعر پروين از حال و هواي عوالم و احساسات زنانه چندان خبري نيست. در ديوان او تنها سه شعر مستقل درباره‏ي مسائل زنان در ايران وجود دارد: «نهال آرزو» ،«فرشته‏ي انس» و «زن در ايران».

تصويري آرمانی كه پروين در خلال اين شعرها از زن ايراني ارايه مي‏كند چندان از چارچوب‏ها ی فرهنگ مرد سالار حاكم فاصله ندارد . او «نقش» زن را مطابق با فرهنگ و سنت و عرف و ادب مردانه مي ستايد و تنها مي خواهد اهميت و عظمت  مقام و جايگاه زن را در همين مناسبات و با حفظ همين روابط مرد مدارانه‏ي جامعه نشان دهد ... ناخشنودي شاعر تنها از آن روست كه جايگاه زن را در آن مناسبات ، آن چنان كه به واقع آرزومند است ، پاس نمي‏دارند. 1

پروين در شعر فرشته‏ي انس با رد ديدگاهي كه معتقد به نقصان زن است، زن را«ركن خانه‏ي هستي» و« فرشته‏ي عشق» مي خو‏اند كه بدون وجود او نظام عالم ناتمام خواهد بود. او سپس با تجليل از مقام زن- مادر و تاكيد بر نقش مادري او دامان مادر را نخستين پرورشگاه همه ي بزرگان عالم مي داند :

اگر فلاطن و سقراط بوده‏اند بزرگ                 بزرگ بوده پرستار خردي ايشان

                                                                                                         ديوان ،‌ص 210

سپس به تشريح وظايف زن به عنوان يك همسر و كد بانوي خانه مي پردازد و براي زن نقشي همسان و برابر با مرد قائل مي‏شود هر چند این تساوی به هیچ وجه به تساوی حقوق و امتیازات منجر نمی شود . او زن و مرد را مانند كشتي و كشتي‏بان مي‏داند كه هر دو لازم و ملزوم همديگرند و بايد با تدبير و سعي  و تلاش در درياي حوادث روزگار خانواده را به سلامت به ساحل امن برسانند.

وظيفه ي زن و مرد اي حكيم داني چيست

يكي است كشتي و آن ديگري است كشتي‏بان

چو ناخداست خردمند و كشتي‏اش محكم

دگر چه باك ز امواج ورطه‏ي طوفان

به روز حادثه اندر يم حوادث دهر

اميد سعي و عمل هاست هم از اين هم از آن

سمند عمر، چو آغاز بد عناني كرد

گهيش مرد وز ما نيش زن گرفت عنان                             ديوان ، ص 21

او در پايان از برخي روحيات منفي زنانه انتقاد كرده و آن را باعث پستي و عدم پيشرفت آنها دانسته است. عدم ميل به كسب دانش و هنر، در بند كفش و كلاه و زينت بودن، خود نمايي و تن آرايي از جمله مسائلي است كه پروين به عنوان موانع رشد شخصیت زن و عوامل تنزل شأن و جایگاه او معرفي مي كند. 

نه بانوست كه خود را بزرگ مي شمرد

به گو شواره و طوق و به ياره و مرجان

چو آب و رنگ فضيلت به چهره نيست چو سود

زرنگ جامه‏ي زر بفت و زيور رخشان

براي گردن و دست زن نكو پروين

سزاست گوهر دانش نه گوهر الوان                                         ديوان، ص27

پروين در شعر نهال آرزو مجددا از تصور عامه در باره زن و جايگاه نازلي كه به او بخشيده اند شكايت مي كند اما اين پستي و بي قدري را به دليل بي دانشي و بي هنري زنان مي داند و از آنان مي خواهد در كسب دانش و هنر بكوشند تا در آينده وضعيت آنان بهتر شود.

پستي نسوان ايران جمله از بي دانشي است

مرد يا زن برتري و رتبت از دانستن است

به كه هر دختر بداند قدر علم آموختن

تا نگويد كس پسر هشيار و دختر كودن است

زن ز تحصيل هنرشد شهره در هر كشوري

بر نكرد از ما كسي زين درد بي دردي سري

....با چنين در ماندگي از ماه و پروين بگذريم

گر كه ما را با شد از فضل و ادب بال و پري                            ديوان ،ص 201

با اجباري شدن قانون كشف حجاب توسط رضا خان و شعارهاي متجددانه‏ي او در باب آزادي زنان، بحث حقوق زن و جايگاه او درجامعه، مورد توجه و علاقه ی نويسندگان و شاعران شده بود. «پروين در شعر« زن در ايران » آشكارا خشنودي خود را نسبت به برخي از دگرگوني‏هايي كه در زندگي زن ايراني در دوره معاصر رخ داده نشان مي‏دهد. او اين تغييرات را غائي و مطلوب مي‏بيند و تصور مي كند زن از كنج غربت در آمده و از سياهي و سكوت قرنها رها شده و در«عدالتخانه‏ي انصاف» ديگر «شاهد» دارد. همين گونه نگاه نشان مي دهد كه پروين ژرفاي تناخر نظام مرد سالارانه را نسبت به هستي مستقل آزاد و برابرانه‏ي زنان در نيافته است و مي انديشد با ايجاد امكانات آموزشي براي زنان تا سطح عالي ،تغيير پوشش زنان و رفع حجاب كار اسارت و سكوت و تباهي زن در جامعه‏ي مرد سالار يكسره شده است.»2.

منابع :

  ۱- اعتصامی ،پروین ، دیوان اشعار ، به کوشش ولی الله درودی، نشر نی ، ۱۳۷۵

 ۲-  مهري بهفر، عشق در گذرگاه هاي شب زده ،ص15

۳   - همان ، ص153-154

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 3:37 توسط حجت الله کرمی| |

دلتنگی

از پنجره پر می کشد این دل به سویت

می بوسد از این فاصله هر لحظه رویت

یک روز تا آن دوردست دور پر زد

در آسمان ها گشت او در جستجویت

ای کاش می شد لحظه ها را باز گرداند

تا می نشستم همچنان هم روبرویت

تو می نهادی سر به آغوش من و باز

من بوسه باران می نمودم روی و مویت

تو خوب بودی من ولی لایق نبودم

که پیش از این ها خو کنم با خلق و خویت


نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 2:58 توسط حجت الله کرمی| |

مهمانی

عید است و دلم خانه ی ویرانه بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه بیا

یک ماه تمام میهمانت بودیم

یک روز به مهمانی این خانه بیا

قیصر امین پور



 

نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 1:17 توسط حجت الله کرمی| |