مارا جگر از زهد ریایی خون شد ای رند قلندری کجایی آخر
جستجو در زوایا و خفایای تاریخ ادب و فرهنگ ایرانی و باز نمودن عناصر و اجزاء این فرهنگ از دغدغه ها و دل مشغولی های همیشگی محقق و جستجو گر خستگی ناپذیر تاریخ و فرهنگ ایرانی استاد شفیعی کدکنی است . قلندریه در تاریخ تازه ترین مروارید صیدشده توسط این غواص دریای معرفت از دل اقیانوس پهناور ادب و فرهنگ اسلامی - ایرانی است که به گوهر شناسان وصیرفیان بازار علم و ادب وعلاقمندان و دوستداران این فرهنگ کهن عرضه شده است .
در این نوشتار کوتاه با نگاهی گذرا به معرفی این کتاب و مرور برخی مباحث آن می پردازیم .

در کتاب ارزشمند و محققانه قلندریه در تاریخ مانند دیگر آثار علمی استاد شفیعی کدکنی بخش دیگری از تاریخ تصوف و عرفان ایرانی ـ اسلامی ـ با نگاه ویژه به عرفان حوزه خراسان ـ یعنی قلندریه و میراث فرهنگی منسوب به آنان موشکافانه و عالمانه ارزیابی و تحلیل شده است .ساختار اصلی کتاب از شصت و هفت محور که همگی در باره واقعیت تاریخی قلندر و مسائل پیرامون آن است تشکیل شده است که چهار مقاله در پیوست آن را تکمیل می نمایند .
در مقدمه کتاب این پرسش اساسی مطرح شده است که آیا نخستین تجربه های فکری وابسته به حضور قلندریه را می توان از خانواده الحاد به حساب آورد ؟
به اعتقاد نویسنده قضاوت نهایی در باب اعتقاد و مذهب این گروه کار بسیار دشواری است .زیرا از یک سو آنچه از سخنان آنان به جا مانده به دلیل ابهام در معانی و پیچیدگی در لفظ از قلمرو صدق و کذب بیرون است و از سوی دیگر شناخت ما از آنان تنها از طریق سخنانی است که دشمنان اینان گفته اندکه آنهم مجموعه ای از دشنام ها و تهمت هایی از قبیل خرمی گری ، مزدکی گری ، الحاد و کفر و زندقه و ... است .در طول تاریخ پیدایش این گروه دو تلقی و قضاوت در مورد آنان وجود داشته است :یکی از دید « اصحاب ملامت » و دیگری از نگاه « هواداران اباحه و بی قیدی » از چشم انداز نخست این گروه « تا قلمرو عالی ترین ارتباط انسان با خدا ایشان را به اوج می برد » و دیدگاه دوم « تا مرز پست ترین شهوت رانان شکم باره و ولگرد روزگار » آنان را فرود می آورد .اما به راستی یافتن مفهوم روشنی از قلندر که مصداق تام و تمام آن یا این چشم انداز فکری باشد از لابلای هزاران مصداق این مفهوم امری دشوار است .« بی گمان در بعضی از ادوار تاریخی ، اینان مردمی در یوزه گر و بی آبرو و منکر تمام ارزش های اخلاقی بوده اند و در ادواری ، صاحبان اصول و قواعدی در اندیشه و نگاه به هستی .» (از مقدمه کتاب )
معنای واژه قلندر
استاد در خصوص معنا و وجه تسمیه و مسائل فقه الغوی این واژه نظر ویژه و متفاوتی نسبت به همه پژوهش های پیش از خود دارند.به نظر ایشان اولا قلندر در دوره های نخستین کاربرد این واژه اسم مکان بوده است نه اسم شخص.دوم اینکه اگر بپذیریم که اصل این واژه قالندر/کالندر (با توجه به تبدیلnd/ng )بوده است پس بی ارتباط با واژه کالنجر ( به معنی حصاری برای تباهی ) نخواهد بود که در این صورت این واژه ریشه هندی خواهد داشت .ایشان سابقه کاربرد این واژه را به صورت اسم مکان ، نخستین بار در یک رباعی عامیانه از قرن چهارم می داند که شیخ ابوسعید ابوالخیر آن را می خوانده و از مقوله فولکلور عصر و حراره های عامیانه محسوب می شود و سابقه سرودن آن را بسیار پیش از نیمه اول قرن پنجم می داند :
من دانگی و نیم داشتم حبه ای کم دو کوزه نبی خریده ام پاره ای کم
بر بربط من نه زیر مانده ست و نه بم تا کی کوی قلندری و غم غم
دلایل تحول معنای کلمه که بعد از قرن هفتم رخ داده دو چیز دانسته اند : یکی اصل عام زبانی که میل در کوته شدن و سادگی دارد و دیگری نکته ای دستور زبانی و آن مشابهت سا ختار صفت و اضافه . «بعد از قرن هفتم ساختار اضافه را به جای ساختار صفت گرفته اند و « رند قلندر » را که به معنی رند منسوب به قلندر است صفت تلقی کرده اند یعنی مردی که دارای صفت قلندر بودن است . »(ص ۴۷ )

قلندر چگونه مکانی بوده است ؟
« تمام شواهد نشان می دهد که قلندر مکانی بوده است که در آن اهل « خرابات » و « رندان » و « مقامران » و « اوباش » و « رنود » جمع بوده اند و در آن محل موسیقی ییشنیده می شده است که آن را « مقام قلندر » یا « راه قلندر » یا « طریق قلندر » می نامیده اند . در اینکه کلماتی از قبیل رند ، خرابات ، قلندر در توصیف بالا تماما معنی منفی داشته اند شکی نیست اما اینکه چرا این کلمات بعدها به اصطلاحات کلیدی تصوف و عرفان تبدیل می شوند و در شعر شاعرانی مانند سنایی و عطار و مولانا تا حافظ از بار ارزشی و معنوی بالایی برخوردار می شوند به یک ویژگی مهم قلندریان یعنی تابو شکنی آنان در جامعه ریازده ایران مربوط است .به تعبیر دکتر شفیعی کدکنی هرچه زاهدان بر میدان ریای خویش افزودند از سوی دیگر عامه مردم و اصحاب فکر بویژه شاعران عارف ، بر ستایش نقطه مقابل ریا ـ که مذهب ارباب ملامت است ـ افزودند .» آئین قلندری و راه ملامت نیز همیشه دو روی یک سکه بوده اند .آن مفهوم معنوی و قدسی هم که حافظ از رند و قلندر ساخته بدون شک واقعیت تاریخی و عینی نداشته بلکه « تبلور آرزوها ی امثال حافظ و شاعران بزرگ قبل از اوست ، امثال سنائی و عطار و این هنرمندان از این رهگذر به نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش پاسخ گفته اند .» ( ص ۵۴)
عناصر ایرانی در آئین قلندر
نویسنده در ظاهر و آرایش روی و موی قلندریان و همچنین بعضی آداب و رسوم آنها مشابهت هایی با عقاید ایرانی کهن یافته است که در گذشته دیگرانی هم به آن اشاراتی داشته اند از جمله مؤلف کتاب «فسطاط العداله » که کتاب خود را در ششصد و هشتاد و سه هجری و در آسیای صغیر تألیف کرده است .در مجموع ویژگی های زیر از جمله مشابهت های این گروه با عقاید کهن ایران پیش از اسلام دانسته شده است .
۱) تراشیدن ابرو ( این کار را رستم ذوالحاجب سردار آذربایجانی در عهد ساسانی می کرده است .که تراشیدن ریش و ابرو بعدها یکی از « چهار ضرب ابدال قلندری » به حساب می آمده است .
در چار ضرب ابدال ابرو تراشد آن ماه تا هیچ کس نگوید ، بالای چشمت ابروست
۲) قص لحیه ( تراشیدن ریش) و ابقاء شوارب (باقی گذاشتن سبیل ) که ادامه سنت ایران ساسانی است.
۳) بردن سگ به مسجد و محترم داشتن سگ یک سنت ایرانی است ( سگ در ایران قبل از اسلام بسیار عزیز و گرامی بوده است و بعضی مستشرقین عقیده دارند که اصرار فقها در دوره های بعد بر نجاست کلب نوعی لج بازی نژاد سامی است در برابر خوی و خصلت های نژاد ایرانی و گر نه در قرآن و حدیث هم تصریحی به نجاست کلب نشده است و در فقه امام مالک هم سگ نجس نیست .)
۴) تشابه آراء ایشان با خرمیان و مزدکیان .
۵) دعوی قلندریان نخستین که رسول با ایشان به زبان پارسی سخن گفته و انگور بدو خورانیده است .
اغلب محققان قدیم که در باب قلندریان سخنی گفته اند بر ایرانی بودن آنان تأکید کرده اند از جمله ابن تیمیه ، ابن کثیر ، و صاحب تاج العروس به عنوان یک عالم لغت شناس .
قلندریه در تاریخ دگردیسی های یک ایدئولوژی / دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / انتشارات سخن / ۱۳۸۶/ ۶۱۶ صفحه / قیمت ۸۵۰۰ تومان

یک حرف صوفیانه(سخنانی از عارفان )
گزینش : دکتر محمود عابدی
انتشارات سخن ۱۳۸۵
غلام آن کلماتم که آتش افروزد...
در این روز بازار کتاب سازی و کتاب بازی که هر «خام دست خامه به دستی» از شهوت شهرت لبریز توده توده کلمات هموار و ناهموار را در قالب جملاتی سخته و ناسخته نظم یا نثر روانه بازارپر آشوب نشر میکندیافتن کتابی ناب که به راستی شور خواندن را در آدمی بر انگیزد حکم سیمرغ و کیمیا را دارد . در این میان سخنان عارفان و صوفیان که همواره به ارزش کلام و کلمه واقف بوده اند و سخنشان نشان از جایی داشته است به راستی که سکر آور و طرب افزا است. از این منظر است که باید به حسن سلیقه و انتخاب استاد عابدی که با دقت و وسواس یک پژوهشگر ،گزین گویه های صوفیان بزرگی چون عطار ، ابوالحسن خرقانی ، بایزید بسطامی ، جنید ، خواجه عبد الله انصاری و ... در قالب کتابی اراسته و پیراسته از کج فهمی ها ، غلط خوانی ها وسایر مشکلات مرسوم درمیان گزینه سازهای بازاری ، به زیور طبع آراسته اند ، درود فرستاد .
«یک حرف صوفیانه »در برگیرنده گزیده ای از سخنان ،کلمات قصار و شطحیات عارفان بزرگ فارسی گوی است ؛که بر حسب موضوع و اشارت معرفت شناسانه یا لطایف بیان هنری و شاعرانه تبویب شده است .
تمامی این سخنان از منابع اصلی و امهات کتب صوفیه استخراج شده و در پایان هر کلام مأخذ آن با ذکر شماره صفحه آمده است ؛ که دسترسی محققان را به اصل سخن تسریع می بخشد. ضمناً در جای جای کتاب بر حسب ضرورت لغات و اصطلاحات دشوار به اختصار در پاورقی توضیح داده شده است .
معیار و ملاک دکتر عابدی در گزینش سخنان ـ همچنان که در مقدمه کتاب آمده ـ دو چیز بوده است ؛ اول آنکه سخن مفهوم و روشن باشد و دوم آنکه تازه ، زیبا و مختصر باشد .البته در این راستا تلخیص و تصرف اندکی در کلام اجتناب نا پذیر می نمود .
در مجموع این اثر به دلیل برخورداری از ساختار مناسب فنی و گزینش های هنر مندانه ومهمتر از همه دارا بودن دقت علمی در نوع خود بینقص یا حد اقل کم نقص مینماید .خواندن انرا به همه علاقمندان فرهنگ وهنر ایرانی بخصوص جوانان و دانشجویان توصیه مینمایم.
و اینک نمونه ای از سخنان عارفان که در این کتاب برگزیده شده است .
گزین گویه ها
الهی از آنچه نخواستی چه آید ؟! و آن را که نخواندی کی آید؟!
(کشف الأسرار 1/73 )
عبادت ابلیس
ذوالنون مصری گفت :در بادیه بودم .
ابلیس را دیدم که چهل روز سر از سجود بر نداشت.
گفتم : «یامسکین !بعد از بیزاری و لعنت ، این همه عبادت چیست ؟ »
گفت : « یاذوالنون ! اگر من ازبندگی معزولم ؛ او از خداوندی معزول نیست .»
(کشف الأسرار 1/160 )
ادب و علم
ما به اندکی ادب محتاج تریم از بسیاری علم .
(عبدالله مبارک: تذکره الأولیاء 1/186 )
مذهب خدا
حلاج را پرسیدند که بر چه مذهبی ؟
گفت : « بر مذهب خدا »
(لمعات 393 )
علما در گور
راه نه این است که ما می رویم .
امروز علم در کتاب است و علما در گور .
(روضه الفریقین 194)
زندگی با نفاق
زمانه ای آید بر این امت که زندگانی مؤمن اندر او خوش نباشد ،
مگر خویشتن اندر منافقی بسته باشد !
( ابو علی ثقفی : ترجمه رساله قشیریه 73 )
خواست عاشقان
پادشاهی عاشقی را گفت : « خواهی که من باشی ؟ »
گفت : « خواهم که من نباشم .»
( لوایح 129 )
- دکتر محمود عابدی ؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم تهران ، پژوهشگر آثار عرفانی و مصحح آثاری چون نفحات الأنس جامی ، کشف المحجوب هجویری ، کلمات علیّه و...


