تبليغاتX
از اوراد گل سرخ

 

 

 

این روزها که بساط تحقیق و تفحص ازادبیات و فرهنگ  باب شده وعده ای سعی دارند مجددا مهر مشروع و نامشروع بر پیشانی آثار شاعران و نویسندگان این مرز و بوم زنده یا مرده بزنند و کسروی وار مفاخر ادب و فرهنگ ایران را زیر ذره بین نقد نارسا و ابتر اخلاقی خود ببرند ، بد ندیدیم ما نیز یک لحظه خود را جای این گونه افراد قرار داده با عینک نقادی آنان به شعر خواجه راز حافظ شیراز نگاه کنیم تا ببینیم چه طرفه معجون شاهکاری از این رهگذر حاصل می شود .

 

چند توصیه کلی به منتقد ین محترم :

 

 الف-سعی کنید نویسندگان را به دو گروه خودی و نخودی تقسیم کنید.

ب- نویسندگان نخودی همواره منفی اند مگر آنکه خلافش ثابت شود .( البته هیچگاه خلافش ثابت نمی شود .)

ج- داشتن نگاه امنیتی و پلیسی به اشعا ر و آثار نویسندگان الزامی است .

د- از هیچ نکته ای ولو کم اهمیت نگذرید . حتی یک کلمه هم می تواند سر نخ قرقره ای به جا های خاص باشد

و- هیچ گاه گول حسن شهرت ، مقبولیت ، اعتبار ادبی و چیز هایی از این قبیل را نخورید .اتفاقا این گونه افراد برای تفحص مناسب ترند .

ه-از نیمه پنهان این افراد غافل نباشید .زیرا همه افراد یک نیمه ای برای پنهان کردن دارند به خصوص این شاعران و نویسندگان آب زیر کاه.

 

و اینک متن گزارش هیئت تحقیق و تفحص از یک شاعر معلوم الحال و عنصر نامطلوب وعامل تهاجم فرهنگی غرب  با نام مستعار حافظ .که به تازگی اسناد و مدارک موثقی از انواع فسق و فجور و جرایم سنگین امنیتی او کشف شده و در بازجویی ها به همه این جرایم اعتراف کرده که بزودی فیلم اعترافات این عنصر خطرناک از رسانه ملی پخش خواهد شد . اهم اعترافات او به این شرح است :

 

 عکس شاعر در هنگام دستگیری

 

 

1- شرب خمر و تشکیل پارتی های شبانه و ترویج اباحه گری و

بی بندوباری از طریق سرودن شعر

  من و انکار شراب این چه حکایت باشد / غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد.

نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست / گره بگشود از ابرو و بر دلهای یاران زد

غنیمت دان و می خور در گلستان / که گل تا هفته دیگر نباشد

  زان باده که در میکده عشق فروشند / مارا دو سه ساغر بده و گو رمضان باش 

 ( شاعر با بی شرمی تمام به شراب خواری در ماه مبارک رمضان اعتراف نموده است .)

 شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی / دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

ساکنان حرم و ستر عفاف ملکوت / با من راه نشین باده مستانه زدند

 

که در دو بیت اخیر به یک عمل قبیح دیگر یعنی ایجاد " خانه عفاف " به صورت غیر قانونی و اغفال زنان و دختران مستوره و با عفاف و کشاندن آنان به این مراکز اعتراف شده است .

 

2- ترویج بی ناموسی و بیغیرتی و آموزش چشم چرانی به جوانان

 

عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است / چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد

سر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بر دوز / برو کاین وعظ بی معنی مرا در سر نمی گیرد

عاشق و رند و نظر بازم و میگویم فاش / تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام

 

(همانطور که می بینید شاعرنه تنها به تذکرات ماموران امر به معروف  و نهی از منکرهیچ توجهی نکرده بلکه به فسق و فجور خود افتخار هم می کند . )

 

3- ترغیب و تشویق پیران و معمرین به روابط جنسی  نامشروع

 

 گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیر / تا سحرگه زکنار تو جوان بر خیزم

گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود / گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند

 

( شگرد شاعر در این خصوص دادن وعده واهی باز گرداندن جوانی به پیران و کشاندن آنان به مراکز فحشا است )

 

4- توهین به مقدسات و ملوث کردن ساحت قدسی علما و مقدسین

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

می خور که شیخ و واعظ و مفتی و محتسب / چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

به کوی می فروشانش به جامی بر نمی گیرند / زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد

فقیه شهر دی مست بود و فتوا داد / که می حرام ولی به زمال اوقاف است

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز / دست غیب آمد و بر سینه نا محرم زد

نه من زبی عملی در جهان ملولم و بس / ملالت علما هم ز علم بی عمل است

 

 طبق اطلاع موثق تا کنون هیچ گونه ملالتی از طرف علمای معزز گزارش نشده است و شاعر نشر اکاذیب کرده است و یاد آوری می شود که چند تن از فقها از جمله باز ماندگان عالم مذکور در شعر فوق  و همچنین اداره او قاف قبلا از دست این شاعر شکایت کرده اند که این پرونده هم اکنون به وسیله چند تن از قضات مجرب دردست پی گیری   است .

 

5-ترویج روابط نامشروع زن و مرد و تشریح جزئیات روابط جنسی

 

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من / که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

شبی دل را زتاریکی ززلفت باز می جستم / رخت می دیدم و جامی هلالی باز می خوردم

کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت /نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم  

 

۶-ترویج عمل شنیع قوم لوط و طرفداری از حقوق همجنس بازان

 

گر آن شیرین پسر خونم بریزد / دلا چون شیر مادر کن حلالش

چارده ساله بتی چابک و شیرین دارم / که بجان حلقه بگوش است مه چارده اش

دل من در هوای روی فرخ / بود آشفته همچون موی فرخ

 

( شکی نیست که این شاعر منحرف جنسی یا به قول فرنگیان sodomite  است و کیس اغفال شده نیزپسر چهارده ساله ای به نام فرخ بوده که از شاکیان پرونده می باشد .  البته شاعر در توجیه این اتهام ، خودرا طرفدارplatonic love   دانسته که  پای فرد دیگری به نام افلاطون یونانی را نیز  به پرونده باز می کند هرچند لازم است تمام همدستان شاعر از جمله شاعر همشهری او موسوم  به م سعدی نیزکه دیوان اشعارش پر از این خبثیات و هزلیات است  ، هر چه سریعتر باز داشت شوند .)

7- وابستگی به رژیم منحط شاهنشاهی و ارتباط با سلطنت طلبان

 

نظر بر قرعه توفیق و یمن دولت شاه است / بده کام دل حافظ که فال بختیاران زد

دولت از مرغ همایون طلب و سایه او / زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود

شاها اگر به عرش رسانم سریر فضل / مملوک این جنابم و مسکین این درم

عهد الست من همه با عشق شاه بود / وز شاهراه عمر برین عهد بگذرم

موارد دیگر ازجمله جاسوسی و ارتباط با کشورهای معاند نیز در پرونده ایشان آمده که بنا به دلایل امنیتی از ذکر آنها معذوریم .

 

 در پایان پیشنهادات زیر جهت تصفیه فضای ادبی کشور از این عناصر ناسالم و فاسد ارائه می گردد .

1- لازم است با هماهنگی شهرداری شیراز مرکز فسق و فجور این شخص موسوم به حافظیه را هر چه سریعتر تخریب کرده یک حسینیه بزرگ به جای آن ساخته شود .

2-تمامی اماکن عمومی و اختصاصی که نام این فرد را بر خود دارند موظف به تغییر نام می باشند.

3- کلیه نسخ چاپی و خطی دیوان شاعر مزبور را جمع آوری کرده خمیر نمایند .

4- تمامی ناشران ، اساتید ادبیات ، خوانندگان ( خصوصا خواننده معلوم الحال محمدرضاشجریان ) ، خوش نویسان وهر فردی که به نوعی با این شاعر ارتباط دارد دستگیرکرده و پس از ارشاد مفصل وتوجیه کامل  با قید ضمانت یا وثیقه آزاد شوند .

5-  وزارت ارشاد با برگزاری کلاس های فال گیری به فالگیران عزیز روش های جایگزین و مشروع فال گیری را آموزش داده و بساط فال حافظ را بر چینند .

 

 

 

                                                 امضا

                             سازمان کشف و شناسایی نیمه های پنهان

                                                                                                                                                         

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 1:25 توسط حجت الله کرمی| |